اسکیموها چگونه زندگی می کنند
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٢   کلمات کلیدی:

اسکیموها به گروه مردمی ‌گفته می‌شود که در گرینلند و سیبری و شمال آلاسکا واقع در قطب شمال زندگی می‌کنند. در سال ???? عده زیادی از اسکیمو به شمال کانادا کوچ کردند و در آنجا سکنا گزیدند. بزرگترین محل زندگی اسکیموها منطقه آلاسکا است. در این منطقه ادارات، مراکز تجاری، موسسات آموزشی و بیمارستانهای متعددی دیده می‌شود. اسکیموها آداب و رسوم خاص خود را به اقتضای مکان زندگیشان دارا می‌باشند. قدمت اسکیموها به بیش از ???? سال پیش می‌رسد. حال در ذیل نوع و طرز زندگی و غذا و پوشاک و کاشانه اسکیموها را توضیح می‌دهیم.

زندگی اسکیموها
اسکیموها افراد سنت گرایی هستند و طبق مراسم و سنن خاص و قبیله‌ای خود زندگی می‌کنند. به دلیل نزدیک بودن به دریا و اقیانوس، سرمای بیش از حد ?? درجه زیر صفر و نتابیدن آفتاب به طور کامل، زندگی متفاوتی را نسبت به سایر مردم دارا می‌باشند. آنان ابزار و وسایل زندگیشان را از استخوانهای بدن حیوانات شکار شده درست می‌کنند. طرز زندگی اسکیموها به نحوی شبیه سرخپوستان و بومیان اولیه آمریکا است که دلیلش را در انتها توضیح می‌دهیم. به جهت زندگی کردن در طبیعت بکر و نداشتن امکانات مدرن و شهری آنان مجبورند از ذره ذره اجزاء طبیعت و حیوانات استفاده نمایند. مواد سوختی برای اسکیموها بسیار باارزش و کمیاب است. آنان از چربی حیوانات شکار شده استفاده کرده و در جهت روشنایی و ایجاد حرارت به کار می‌برند.
اسکیموها بنابه سنت و رسومات قبیله‌ای خود به گونه های مختلف خانه سازی می‌کنند. بعضی از خانه های آنان به صورت چادرهای مدور یا مخروطی با روکشی از پوست گوزن شمالی و یا سیل دریایی می‌باشد. البته این نوع چادرها مخصوص فصل تابستان و تابش آفتاب است و در فصول سردتر خانه های خود را از تکه های چوب جمع آوری شده در سطوح آبها و سنگ و کلوخ می‌سازند و برای ایجاد استحکام در برابر باد و طوفان زمین را حفر کرده و پایه گذاری می‌نمایند بسیاراز قبیله ها از قطعه های یخی برای ساخت خانه خود استفاده می‌کنند که به آن igloo یعنی خانه می‌گویند. این نوع خانه ها به شکل نیم کره و مدور است. در ورودی خانه به شکل تونل می‌باشد. خانه های یخی و برفی بسیار محکم است و در برابر سرما و طوفان شدید قطب مقاوم می‌باشد و افراد ساکن در آن را از سرما حفظ می‌نماید. البته این خانه ها موقتی است و اسکیموهایی که کوچ می‌کنند در فصول سرما و مکانهای سردتر به بنا کردن این خانه ها می‌پردازند. سگ یک حیوان باارزش و مفید برای اسکیموها است. آنان برای حمل سورتمه و باربری و یافتن راه در برف و تاریکی سگهای قطبی را تربیت می‌کنند. برای حرکت دادن سورتمه به چندین سگ نیاز است. سگهای قطبی در برابر سرمای شدید مقاوم هستند. پشم بدن این گونه سگها بلند و ضخیم است و کلا'' بدنی قوی دارند. این سگها در شکار نیز نقش به سزایی را دارا می‌باشند. قایقهای اسیکموها بسیار جالب است. این قایقها را کایاک می‌نامند و اصولا'' تک نفره می‌باشد. بدنه قایق را با پوست سمور دریایی روکش می‌کنند. این قایقها به این صورت ساخته می‌شود که وقتی اسکیمو در آن می‌نشیند بدنش کاملا'' پوشده شده و طغیان اقیانوسها به درون قایق نفوذ نمی‌کند و بدن اسکیمو را کاملا'' گرم و محفوظ نگه می‌دارد. دستهای اسکیمو آزاد است تا بتواند پارو بزند. ابزار شکار اسکیموها تا قبل از قرن ?? بسیار ابتدایی بود. آنان از زوبین، نیزه، تیر و کمان و چاقو استفاده می‌کردند. اما امروزه ابزار و وسایل مدرن مانند اسلحه های شکاری به کار می‌برند. ابزار زندگی اسکیموها از جنس آهن و مس نیست. بیشتر از جنس چوب، پوست و استخوان و دندان حیوانات است زیرا آهن در سرمای زیاد به پوست دست می‌چسبد و جدا نمی‌شود و نیز برودت بالایی دارد.

لباس اسکیموها از جنس پوست حیوانات شکار شده به ویژه گوزن شمالی و سمور دریای و خرسهای قطبی است. آنان برای خود دستکش، کلاه، شلوار، پالتو، چکمه و حتی عینک درست می‌کنند. عینک یک وسیله بسیار ضروری است زیرا پرتوی نور برف به چشم صدمه می‌زند و حتی باعث کوری می‌شود. البته در عصر حاضر از عینکهای مدرن ویژه برف استفاده می‌کنند. اما در گذشته با ابزار اولیه برای خود عینک می‌ساختند. اسکیموها به پوست سمور آبی اعتقاد زیادی دارند. حتما'' در لباسشان تکه‌ای از پوست سمور آبی به کار می‌برند. آنها معتقدند این پوست آنان را از بلایا و بیماریها حفظ می‌کند. اسکیموها به زنبور و کندوی عسل نیز احترام می‌گذارند و معتقدند که زنبور عسل نیروی جادویی دارد و عسل را نیروی شفا دهنده می‌دانند.
مراسم دفن مردگان اسکیموها گفتنی است. در گذشته گورهای بزرگی حفر می‌کردند و چندین مرده را در آن دفن می‌نمودند. اما امروزه گورهای تک نفره حفر می‌کنند. ابزار و وسیله‌ای را که سبب فوت شخصی شود همراه او دفن می‌کنند، زیرا معتقدند که استفاده از چنین ابزاری که باعث مرگ فرد شده، خوش یمن نیست و باید از بین برود.
اسکیموها به تزئینات اهمیت زیادی می‌دهند. با دندانهای حیوانات برای خود زیورآلات زیبایی می‌سازند. خالکوبی برای زنان ازدواج کرده اسکیمویی یک امر ضروری است. در گذشته خالکوبی بسیار دردناک و وحشتناک بوده است. به این صورت که قسمتی از پوست را با ابزار تیزی مانند چاقو برش می‌زدند تا به رگ برسد و سپس با یک نی نوک تیز از جنس تیغ ماهی عصاره نوعی گیاه خاص را وارد رگ می‌کردند و با یک تیغ ماهی بسیار ریز و باریک، پوست بریده شده را بخیه می‌زدند. آنان نقشهای بسیار زیبایی بر پوست حک می‌کردند. امروزه نیز خالکوبی متداول است اما با روشهای جدید و با استفاده از داروهای بی حسی. در ضمن طرح و نقش خالکوبی نشان می‌دهد که زنان به چه قبیله و خانواده‌ای متعلق هستند.

غذای اسکیموها
نوع تهیه غذا و خوراک اسکیموها در هر قبیله متفاوت است. اما به طور کلی اسکیموها از گوشت و چربی حیوانات شکار شده استفاده می‌کنند. آنان در دوره‌ای کوتاه از سال می‌توانند سبزیجات داشته باشند. هنگامی‌که خورشید بی رمق و کمرنگ قطب شمال شروع به تابیدن می‌نماید قسمتهایی از برف سطح زمین آب می‌شود. گیاهان شروع به رویش می‌کنند. اسکیموها نیز از موقعیت استفاده کرده و سبزیجات را جمع آوری می‌کنند و در غذاهایشان به کار می‌برند. ماهی ماده اصلی و با ارزشی برای اسکیموها است. آنان از ذره ذره اجزای ماهی استفاده می‌کنند. اسکیموها مواد غذایی گوشتی را نمک سود کرده و یا درون برفها برای دوران سرمای بیش از حد که خروج از خانه امکان پذیر نیست و حیوانی برای شکار یافت نمی‌شود نگهداری می‌نمایند.

چهره و اجداد اسکیموها



اسکیموها شباهت بسیار زیادی به مغولها و بومیان آمریکا (سرخپوستان) دارند. حتی سنن و زبانشان نیز از جهاتی مانند سرخپوستان می‌باشد. در زمانهای بسیار دور حدود ???? سال پیش عده‌ای از آسیا و مناطق مغول نشین به سوی سرزمین کشف نشده‌ای مهاجرت کردند و به منطقه برینگ و گرینلند کنونی رسیدند و مدتی در آنجا سکنا گزیدند. عده‌ای ماندند و عده‌ای به دلیل سرمای شدید به مناطق جنوبی که همان مکزیکوسیتی است کوچ کردند. این عده همان سرخپوستان و بومیان آمریکا هستند. کسانی که در قطب شمال ماندند اسکیموها نامیده می‌شوند. مهاجرتها و تلفیق مردم بومی‌آمریکا با یکدیگر چهره اسکیموها را تداعی می‌کند. موهای بلند و صاف و مشکی و براق، چشمهای تیره رنگ و ریز شبیه مغولها، بینی استخوانی و پهن، پوستی تیره رنگ که به سرخی گرایش دارد و گونه‌ای برجسته، نشانگر مغولها، اسکیموها و سرخپوستان است. زیرا اجداد اسکیموها و سرخپوستان همان مغولهای مهاجر می‌باشد. هم چنین اسکیموها مانند سرخپوستان مردمانی متحد و مهربان، خونگرم و خانواده دوست هستند.

اجساد اسکیموها
به تازگی عده‌ای از کاوشگران قطب شمال اجساد چندین اسکیمو را یافته اند که با روش کربن ??، پی به قدیمی‌بودن این اجساد بردند. این اجساد شامل یک زن، یک مرد و سه کودک بود که مربوط به حدود??? سال پیش می‌شد. احتمالا'' آنها یک خانواده بوده اند شاید راه گم کرده اند و بر اثر گرسنگی از بین رفته اند. تحقیق برروی این اجساد همه گفته های فوق را درباره زندگی قدیم اسکیموها تایید می‌کند. این اجساد بر اثر سرمای بیش از حد و نبودن رطوبت خشک شده و متلاشی نگردیده اند. در نتیجه محققان به راحتی توانستند تحقیقات لازم انجام دهند. لباسها، چکمه ها، ابزار جنگی در کنار اجساد بسیار واضح و مشخص بود. خالکوبی روی صورت زن زیر میکروسکوپ دیده شد. انگشتری نیز در دست چپ زن وجود داشت. سن اجساد به وسیله رشد دندانها و آثار مشخصه فیزیکی معلوم گردید. لباسها و چکمه آنان از جنس سمور دریایی بود. اجساد خشک شده اطلاعات زیادی درباره زندگی ?? سال پیش اسکیموها بیان کردند. هم چنین یک کیف از جنس پوست گوزن شمالی و آستر شده با علفهای ضخیم نیز در نزدیکی این گور دسته جمعی یافت شد که کاملا'' سالم و دست نخورده باقی مانده بود. درون آن تکه های چوبی که نشانگر کاسه، بشقاب و وسایل سفر می‌باشد یافت گردید و معلوم شد این خانواده به سفر می‌رفتند و گویا راه خود را نیافته اند. به هر صورت این اجساد اکنون به عنوان منبع امکاناتی در موزه کانادا محافظت می‌شود تا مردم با دیدن این اجساد به یاد مردمان ??? سال پیش در قطب شمال بیفتند.

منبع:http://www.7setareh.ir/Elmi-Farhangi/view9567.asp