نظرات دکتر کردوانی در مقابله با ریزگردها
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٥/۱٢/۱۸   کلمات کلیدی:

راهکاری خجالت‌آور و سرطان‌زا برای مهار ریزگردها

عصر جنوب – asrejonoob.ir:در حالی که بحران ریزگردها در سال جاری به اوج خود رسیده و موج گسترده‌ای از اعتراضات مردمی را طی هفته‌های اخیر خصوصا در استان‌های جنوبی کشور به همراه داشته، اما آنچه مسئولان تاکنون به نمایش گذاشته‌اند، این است که حتی طرح و برنامه‌ای برای مهار این بحران مهلک در آستین ندارند چه برسد که در عمل، موفقیتی حاصل کنند.

به منظور بررسی چرایی عدم موفقیت دولت در مبارزه با بحران ریزگردها و ماسه‌های روان، خبرنگار  تسنیم با طرح پرسش‌هایی از پرویز کردوانی، مشهور به پدر علم کویرشناسی ایران علت تشدید بحران ریزگردها و راهکارهای احتمالی مهار این پدیده را جویا می‌شود. مشروح بخش اول این گفت‌وگو به قرار ذیل است:  

ریزگردها از کجا آمدند؟

قطر ریزگردها کمتر از ۲ هزارم میلی‌متر (۲ میکرون) است و می‌توانند هزاران کیلومتر را طی کنند و تا ۵ کیلومتر بالا بروند. به طوری که در سال ۱۳۴۹ ریزگردهای صحرای آفریقا به سوئد رسیدند. اما سابقه ریزگرد در ایران به حدود ۱۱ سال پیش برمی‌گردد. ریزگردها ابتدا تنها منشاء خارجی داشتند و از عراق و سوریه و عربستان و حتی صحرای آفریقا وارد کشور می‌شدند. اما امروز کانون‌های ریزگرد در داخل کشور بیداد می‌کنند.

یکی از دلایل عمده ایجاد کانون‌های ریزگرد در داخل کشور، این است که تالاب‌ها و باتلاق‌ها را در جهت توسعه صنعت و کشاورزی، با احداث سد خشک کردند. البته تالاب‌ها و باتلاق‌های خشک‌شده اگر به حال خود رها شود ریزگرد ایجاد نمی‌کنند. تالاب‌ها و باتلاق‌هایی که خشک کرده‌ایم زمانی ریزگرد تولید می‌کنند که به محل رفت‌وآمد وسایل نقلیه تبدیل می‌شوند. به عنوان مثال،‌ پیش از خشک شدن دریاچه بختگان روزانه ده‌ها کامیون دریاچه را دور می‌زدند تا به شیراز، سنگ‌آهن ببرند اما از زمانی که دریاچه خشک شد همه این کامیون‌ها از داخل دریاچه عبور می‌کنند و دریاچه را به کانون ریزگرد تبدیل کرده‌اند. در مناطق جنوبی این دریاچه یعنی نی‌ریز و استهبان با هجوم ریزگرد مواجه هستیم. این ریزگردها از ریزگردهای عراق و کشورهای اطراف خطرناک‌تر هستند. در این مناطق کشت دیم انجیر انجام می‌شد اما از آنجا که ریزگردها بدترین آفت درخت انجیر به شمار می‌روند تمام این باغات انجیر بر اثر ریزگردها دچار شته شده و از بین رفته است.

از آن طرف، آب کشاورزی را کم کرده‌اند. زمین‌های کشاورزی پس از خشک شدن به کانون‌های ریزگرد تبدیل شده‌اند و این کانون‌های ریزگرد، روستاها را احاطه کرده‌اند. دیگر اینکه افراط در حفر چاه‌های عمیق سبب شده در برخی مناطق عمق آب‌های زیرزمینی به ۴۰۰ متر برسد. این عمق در جهرم به ۶۰۰ متر می‌رسد. حفر بی‌رویه چاه‌ها، دشت‌ها را به بیابان تبدیل کرده و با این منوال تا ۳۰ سال آینده حتی کویرها هم از بین می‌روند و به بیابان تبدیل می‌شوند چرا که کویرها با آب‌های زیرزمینی زنده‌اند. پیش از این در فصل زمستان به سختی می‌شد در کویر قدم برداشت. کفش‌ها پر از گل می‌شد. اما حالا با وسایل نقلیه می‌روند در دل کویر. کویرها دارند از بین می‌روند. متاسفانه با وجود اینکه بارها قابلیت‌های کویرهای ارزشمند ایران را متذکر شده‌ام و توضیح داده‌ام که بهره‌برداری از نمک این کویرها می‌تواند زندگی مردم ایران را دگرگون کند تلاشی جهت استفاده از نمک و جلوگیری از نابودی کویرها صورت نگرفته. متاسفانه این منابع ارزشمندِ نمک که می‌توانند در تهیه تمام مواد شوینده، مواد آتش‌زا، مواد جاذب‌الرطوبه و همچنین در استخراج نفت مورد استفاده قرار بگیرد به دلیل سوء مدیریت مسئولان رو به نابودی هستند. مسئولانی که حتی فرق کویر (نمکزار) و بیابان را هم نمی‌دانند و نمی‌دانند با تبدیل کویرهای ارزشمند ایران به بیابان چه سرمایه‌ای تباه و چه کانون‌های ریزگردی متولد خواهند شد.

چرا با مالچ نفتی مخالفید؟

مالچ یعنی پوشش. مالچ نفتی سال ۱۳۴۲ از لیبی به ایران رسید و اولین بار در بوئین زهرا مورد استفاده قرار گرفت. برای تهیه مالچ نفتی ابتدا باید نفت به قیر تبدیل شود. بعد قیر، شل شود و سرانجام در کارخانه، مالچ نفتی با استفاده از ۴۸ درصد قیر، ۵۰ درصد آب و دو در صد ماده ممزوج کننده (یا آنیون یا کاتیون یا رس) تهیه شود تا قابلیت پاشیده شدن را پیدا کند. مالچ نفتی ۱۱ عیب دارد:

۱-‌ در جایی که جایگزین‌های مقرون به‌صرفه‌تری از نفت وجود دارد و در عین حال تلاشمان بر آن است که نفت را به صورت فرآورده‌های نفتی بفروشیم تا ارزش افزوده به دست بیاوریم، تبدیل نفت به قیر برای تولید مالچ نفتی غیرمعقول است.

۲٫ تبدیل نفت به قیر، مستلزم استفاده از کارخانجات است و هزینه‌بر.

۳- قیر سفت باید طی فرآیندی هزینه‌بر شل شود تا به مالچ نفتی تبدیل شود.

۴- برای پاشیدن مالچ نفتی ماشین‌های مخصوصی لازم است که به عنوان مثال دو ماه در سال مالچ می‌پاشند و ده ماه دیگر سال بلااستفاده می‌مانند.

۵- پس از مالچ پاشی، با زمینی سیاه و زشت رو به رو می‌شویم. انگار منطقه کاملا سوخته است.

۶- گازی که از مالچ نفتی بلند شده و با وزش باد به هر سو می‌رود بوی نفت سوخته دارد و استشمام آن سرطان‌زاست.

۷- رنگ سیاه مالچ نفتی، ضریب حرارتی زمین را بالا می‌برد و باد گرم ایجاد می‌کند.

۸- تمام گیاهان و جانوران زیر خاک خشک می‌شود و برای همیشه در منطقه از بین می‌روند.

۹- آب بارندگی‌ها هدر می رود چون مالچ نفتی غیرقابل نفوذ است. آب در قسمتی که زمین پست است جمع می‌شود و بلا استفاده می‌ماند.

۱۰- رفت و آمد روی مالچ نفتی ممنوع است چرا که مالچ نفتی بر اثر راه رفتن در زمستان می‌شکند و در تابستان می‌چسبد. واقعا فکر می‌کنند عراق حاضر می‌شود یک میلیون هکتار از زمین‌های خود را مالچ نفتی بپاشد و کلا هیچ کس روی آن راه نرود؟

۱۱-  مالچ نفتی هر سه سال یک بار باید تمدید شود. مالچ نفتی تا حداکثر سه سال دوام دارد. پس از سه سال شبیه دوده بخاری شده و پخش می شود که عامل ابتلا به سرطان است.

استفاده از مالچ‌ نفتی خصوصا در اطراف روستاها اشتباهی جبران‌ناپذیر است. تصور کنید در حاشیه روستا زمین‌های کشاورزی به دلیل نبود آب خشک و به کانون ریزگرد تبدیل شده‌اند. حالا این زمین‌ها را با مالچ نفتی پوشانده‌ایم. ساکنان منطقه چه کنند؟ کمترین مشکل ممکن این است که احشامشان در این قیر گرم گرفتار شوند.

اخیرا سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده که توانسته مقابله پدیده ریزگردها را جهانی کند. به همین دلیل قرار است سال آینده کارشناسان ۵۰ کشور به ایران بیایند تا با راهکارهای ایران برای مقابله با ریزگردها آشنا شوند. چه راهکاری داریم به آنها ارائه کنیم؟ اصلا حرفی برای مطرح کردن داریم؟ می‌خواهیم بگوییم چه کرده‌ایم؟ می‌خواهیم بگوییم راهکارمان برای مهار ریزگردها استفاده از مالچ نفتی است؟ روشی که ۶۰ سال پیش از لیبی به ایران آمد؟ روشی که با این همه معایب و عواقب زیست‌محیطی ناگوار تنها سه سال می‌تواند جلوی ریزگردها را بگیرد و تخریب‌های جبران‌ناپذیر دیگری به ارمغان بیاورد؟ می‌خواهیم بگوییم راهکارمان این است که در کانون‌های ریزگرد اطراف کلان‌شهرها و حتی پایتخت قرار است مالچ نفتی یا همان قیر بپاشیم؟ اینکه خجالت‌آور است. دیگر چه برنامه‌ای دارند که به عنوان راهکار مقابله با ریزگردها به کارشناسان ۵۰ کشور میهمان ارائه کنند؟ درختکاری؟ آن هم با این وضعیت کمبود آب؟ خانم ابتکار می‌روند خوزستان و می‌گویند از کشورهای اطراف ریزگرد می‌آید، درخت بکاریم. این اشتباه است. آخر مگر درختی با ارتفاع بیش از ۵۰ متر می‌توانید بکارید؟ ریزگردها تا ۵ کیلومتر بالا می‌روند. بگوییم هیچ برنامه‌ای نداریم بهتر است. با همین شرایط، اگر نمایندگان کشورها به ایران بیایند، آبرویمان رفته است.

چه باید بکنند؟

باید طرح جدیدی داشته باشیم تا هم مشکل خودمان را رفع کنیم و هم باعث افتخار ایران شویم. این طرح را به رئیس سازمان جنگل‌ها و رئیس سازمان محیط ‌زیست ارائه دادم. گفتم اصلا نگویید این ایده کردوانی است. طرح را به نام خودتان اجرا کنید تا افتخار جهانیش برای ایران باقی بماند و کشورهای دیگر برای اینکه بدانند باید چگونه با ریزگردها مقابله کنند به ایران بیایند. بگذارید همانطور که قنات، ثبت ملی شد،  راهکار مبارزه با ریزگرد و تثبیت شن‌های روان را هم به نام ایران ثبت کنند. در ظاهر موافقت می‌کنند اما وجود کارشناسان ناکارشناس که آفت پیشرفت کشور شده نمی‌گذارد مسئولان درست تصمیم بگیرند.عده‌ای منافعشان در مالچ‌پاشی است. اعتبار می‌گیرند تا طرح دهه ۴۰ را اجرا کنند. طرحی مضر که ریزگردها را تنها سه سال تثبیت می‌کند. کشوری موفق است که با استفاده از علم کارشناسان خود با امکانات موجود در محل و با کمترین هزینه و کمترین آسیب به محیط زیست و به صورت دائمی با مشکلات مبارزه کند. پشت بام‌های ما ابتدا کاه‌گلی بود. بعد قیر و گونی شد. بعد اسفالت و بعد ایزوگام. اما مالچ پاشی نفتی از ۶۰ سال پیش هنوز باقی مانده است.

طرحتان چگونه به مهار ریزگردها کمک می‌کند؟

برای تثبیت ریزگردها و شن‌های روان راهکارها متفاوت است. ریزگردها را باید به جای مالچ نفتی با ریگ تثبیت کرد. باید در کانون‌های ریزگرد لایه نازکی از ریگ بپاشیم.در کشور ریگ زیاد داریم. هزینه‌ آن از مالچ نفتی به مراتب کمتر است. حتما دیده‌اید که در جاهایی که برای کاهش هزینه می‌خواهند زمین را اسفالت نکنند ریگ می‌پاشند. البته لایه ضخیمی می‌پاشند که حرکت در آن مشکل است. تنها وسایلی که برای تثبیت ریزگردها با ریگ لازم است یک بیل مکانیکی است که ریگ را پشت کامیون بریزد. و یک غلتک که صدها هکتار ریگ را صاف کند. این راهکار همیشگی است. نیازی به تمدید ندارد. آلودگی ندارد. بو ندارد. بیماری‌زا نیست. امکان رفت و آمد روی آن وجود دارد. شدیدترین باد و بارشها نمی‌تواند باعث فرسایش آن شود. زمین‌هایی که با ریگ پوشیده می‌شوند بر خلاف زمین‌های مالچ‌پاشی شده بلااستفاده نمی‌مانند. حتی می‌توانند به مکان‌هایی تفریحی تبدیل شوند. مثل پارک. در آنها درختکاری شود. رستوران ایجاد شود و مورد استفاده مردم قرار بگیرد. خصوصا در کانون‌های ریزگرد اطراف مناطق مسکونی می‌توان از این زمین‌های ریگ پاشی شده به نحو مطلوبی استفاده کرد. در حالی که با مالچ نفتی این زمین‌ها را برای همیشه از بین می‌برند، ریشه حیات را در آنها خشک کرده و به ناچار مقدمات مهاجرت مردم را فراهم می‌کنند.

اگر توجه کرده باشید از یزد که به سمت بافق حرکت می‌کنیم دشت‌ها پوششی از ریگ دارند. در این دشت‌ها هر قدر باد بیاد. نیازی به عینک ندارید. با ایجاد یک لایه نازک از ریگ، ریزگردها یک بار و برای همیشه تثبیت می‌شوند. متاسفانه سال گذشته نمایندگان مجلس جلسه گذاشتند که وزارت نفت باید ۱۰ هزار تن مالچ نفتی در اختیار محیط زیست بگذارد. وزیر نفت هم موافقت نکرد. طبیعی است که موافقت نکند. این میزان مالچ نفتی بسیار هزینه‌بر است. اما در جایی که ریگ در محل و ارزان در اختیار است و بدون آلوده کردن محیط زیست، به طور دائم ریزگردها را مهار می‌کنند همچنان اصرار بر استفاده از مالچ نفی دارند.

برای مهار ماسه‌های روان که به اشتباه، شن‌های روان هم نامیده می‌شوند دو راه حل وجود دارد. متاسفانه مسئولان حتی هنوز تفاوت ماسه‌روان و ریزگرد را به درستی تشخیص نمی‌دهند. خانم ابتکار وقتی می‌خواهند به کانون‌های ریزگرد اشاره کنند تپه‌های ماسه‌ای را معرفی می‌کنند. فکر می‌کنند ریزگردها از تپه‌های ماسه‌ای بلند می‌شود. ماسه که ریزگرد ندارد. بعد به اشتباه می‌روند روی تپه‌های ماسه‌ای مالچ می‌پاشند. حمیدیه و سوسنگرد و گمبوعه را هر ۵ سال یک‌بار مالچ‌پاشی می‌کنند. راهکار دیگرشان هم طاق‌کاری است. طاق می‌کارند اما چون سطح آب زیرزمینی پایین است درخت‌ها خشک می‌شوند. روی تپه ماسه‌ای که نمی‌شود درخت کاشت. حتی در دشت‌ها هم که زمانی طاق‌کاری موثر بود با پایین رفتن سطح آب زیرزمینی دیگر نتیجه‌ای نمی‌شود گرفت. مگر اینکه چاه بزنند. مجوز چاه داده نمی‌شود. می‌گویند آبیاری قطره‌ای می کنیم. همین می‌شود که درخت‌ها خشک می‌شود و باید از نو بکارند.

برای تثبیت ماسه‌های روان در استان خوزستان، راهکار ایده‌آل، تثبیت بیولوژیک تپه‌های ماسه‌ای است. مسئولان محترم، خوزستان را باید یا گیاهان علفی تثبیت کنید. نه جنگل‌کاری. اوایل پاییز تخم گیاهان علفی مانند علف سودانی را روی تپه‌های ماسه‌ای بپاشید. حتی اگر باران هم نباشد با تنها یک بار آبیاری قطره‌ای، تپه‌های ماسه‌ای برای همیشه سبز می‌شوند و دیگر ماسه‌های روان گریبانگیر استان نخواهند شد.

در بقیه نقاط باید مالچ رسی ماسه‌ای بپاشند. با استفاده از همین تانکرهایی که سیمان می‌آورند. ۵۰ درصد آب، ۳۵ در صد رس خالص و ۱۵ درصد ماسه. بتن رسی ماسه‌ای روی تپه‌ّای ماسه‌ای بپاشند. حتی اگر نمی‌خواهند رس برداشت کنند بروند در روستاهای مخروبه و تخلیه شده یزد. همین خشت‌های گلی مخروبه‌ها را بریزند در تانکر. قشری به ضخامت یک بند انگشت، مالچ رسی-ماسه‌ای بپاشند. نه سیاه است نه آلوده نه مخرب. حیات را نابود نمی‌کند و هزینه بر هم نیست.

 


 
ایران وطن من
ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٥/۱۱/۱٦   کلمات کلیدی: ایران ،جغرافیا

بیش از 10 سال است که سرکلاس جغرافیا از کم آبی ایران هشدار می دهم و دانش آموزان را به صرفه جویی تشویق می کنم و از بی توجهی رسانه ملی به این امر مهم گلایه کرده ام اما چه سود بالاخره رسیدیم به جایی که نمی بایست می رسیدیم.

ایران نامی آشناست که همیشه با فراز و فرود رو به رو بوده است اما جغرافیای ایران مورد توجه قرار نگرفته و به همین دلیل به هدف مقصود نرسیده است.

ایران پر است از گوناگونی جغرافیایی اما دریغ از برنامه ریزی منطقه ای که بتواند از کلیه ی توانمندیهایش استفاده کرد و در مقابل مسایل جغرافیایی اش با افتخار گفت که ای عزیزان هموطن ما شناسایی کردیم برنامه ریزی کردیم و به هدف مورد نظر رسیدیم در عوض این جملات زیاد به گوش می رسد:

بارندگی بی سابقه موجب خسارت شد.

خشکسالی بی سابقه باعث خسارت شد.

بارش برف بی سابقه ....

بهمن ، سیل، زلزله و قس علیهذا

نمیدانم چرا هم بارش باعث خسارت است و هم خشکسالی؟ چه باید کرد از انسانهای مسوولی که نه خود به جغرافیا اهمیت داده اند  و نه زمینه را برای نسل جدید فراهم کرده اند به کجا می خواهیم برسیم با تبلیغات برخی دروس علوم پایه که برای اکثریت دانش آموزان ما فقط کوهی از فرمول های حفظ شده و یا در حال به خاطر سپاری است؟

فرمول هایی که اغلب کاربرد آن را نمی دانیم و حتی تاریخچه آن را هم نخوانده ایم که اگر خوانده بودیم و میدانستیم حداقل در شهرسازی ها سد سازی ها پل سازی ها و هزاران سازه دیگر به کار می بردیم و این همه پیچهای محاسبه نشده خیابانهای غیر استاندارد و چه چه الان برایمان دردسر درست نمی کردند به راستی کی می خواهیم علوم را کاربردی بیاموزیم و بیاموزانیم؟


 
بهتر است چگونه باشیم؟
ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٥/۱٠/۱٠   کلمات کلیدی:

محبوبیت
امام علی علیه السلام: «ثلاث یوجبن المحبة; حسن الخلق و حسن الرفق و التواضع; (1) سه خصلت موجب محبت می شود: خوشخویی، مهربانی و فروتنی
محبوبیت استاد نزد کودکان و نوجوانان، اولین شرط تاثیرگذاری او بر آنان است . وجود علاقه و محبت میان استاد و شاگرد نیز تا حد زیادی به میزان رعایت عدل و انصاف از طرف مربی بستگی دارد . البته از آنجا که شاگردان، هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی و روانی با یکدیگر متفاوتند، در حل مشکلات روحی آنان نیز باید متفاوت برخورد کرد

با شاگردان خود چگونه رفتار کنیم

- شاگردان را به راه و کاری که در پیش دارند متوجه سازید .

2 - در شاگردان خود شناخت، بینش، پشتکار، صبر و حوصله را زمینه سازی کنید و آن را افزایش دهید .

3 - همیشه رغبت و ذوق شاگردان را زنده نگه دارید .

4 - درس را مرحله به مرحله و موضوع به موضوع تدریس کنید .

5 - سعی کنید مصادیق و نمونه هایی که در درس مطرح می کنید، برای شاگردان قابل مشاهده و درک باشد .

6 - مطلبی را که کودکان و نوجوانان با سعی و تلاش خود بدست می آورند از آن خود می دانند و با علاقه و بدون مقاومت آن را می پذیرند . پس سعی کنید آنها را در فراگیری دانش، به پژوهش وادارید .

7 - سن و معلومات و شرایط فردی شاگردان را در نظر داشته باشید .

8 - اگر از شاگردان سؤالی می کنید، تا آنجا که امکان دارد اجازه دهید خود شاگردان جواب بدهند .

9 - به شاگردان فرصت کافی برای پاسخ دادن به سؤالات بدهید .

10 - سؤال خود را طوری طرح کنید که فکر شاگردان را به کار اندازد و آنها را در حل مسئله کمک کند، نه اینکه فقط نادانی آنها را ظاهر سازد .

11 - در پاسخ به سؤالات نوبت شاگردان را رعایت کنید .

12 - در هنگام سؤال کردن، درس را از جاهای مختلف و افراد متفاوت کلاس بپرسید نه از افراد خاص و مکان معینی در کلاس .

13 - زمینه سؤال کردن را در کودکان و نوجوانان فراهم آورید و آنان را امر به سکوت نکنید .

14 - گاهی شاگردان سؤال شاگرد دیگر را متوجه نمی شوند، پیش از پاسخ گفتن به آن سؤال، یکبار دیگر خودتان آن را تکرار کنید .


 


 
نقدی بر درس پژوهی در ایران
ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٥/٩/٢۸   کلمات کلیدی: درس پژهی ،معلمان ،دانشگاهها

چندی است که در آموزش و پرورش ایران خوابی جدید برای معلمان دیده شده است نمیدانم کدام رییس و  مسئول در بازدید از ژاپن به این نتیجه رسیده است که باید معلمهای ما نیز مانند ژاپن درس پژوه باشند؟ و باز هم نمیدانم جرا اینهمه استاد دانشگاه و مسئولان این مراکز آموزشی از ژاپن دیدن کرده اند به فکرشان نرسیده که چنین کاری بکنند در حالی که کاری که امروزه در مقطع ابتدایی ژاپن قابل اجراست به نظر من بیشتر در دانشگاههای ما قابل کپی برداری است تا در آموزش و پرورش.

من هنوز اطلاعات زیادی از این مقوله ندارم ولی تاجایی که می دانم ما در آموزش و پرورش محکوم به تدریس مطالبی هستیم که گاه اصلا نتوانسته ایم با آن رابطه برقرار کنیم و به دلیل شرایطی که ناشی از کنکور و دانش آموزانمان هست و حتی امکانات موجود، تقریبا هیچ آزادی عملی در نداریم و باید همه به صورت یکسان مطالبی را بیاموزیم تا دانش آموز بتواند در امتحان نهایی و کنکور موفقیت نسبی را کسب کند حال این درس پژوهی آیا راهی بیهوده نیست که وقت و انرژی معلمان را تحلیل ببرد و خسته تر از پیش باز هم همان راه پیشین خود را ادامه دهند؟ شما همکاران محترم نظر بدهید


 
درس پژوهی
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٥/٩/٢۸   کلمات کلیدی:

درس پژوهی چیست ؟

 درس پژوهی رویکردی برای توسعه ی دانش حرفه ای معلمان است ، که از درون مدارس ابتدایی ژاپن مطرح و توسعه یافته است. در این رویکرد ، معلمان با حضور در گروه های کوچک با تشریک مساعی و با شرکت در جلسات هم اندیشی پیرامون اهداف و محتوای دروس ، به یک برنامه ی مقدماتی برای تدریس دست می یابند ، سپس  با مشاهده ی اجرای برنامه و نقد آن ، فرصتی برای رشد حرفه ای خود مهیا می سازند. معلمان از طریق درس پژوهی ، یاد می گیرند که چگونه از یکدیگر بیاموزند و در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر سهیم شوند. آنها بدین ترتیب می توانند با بازاندیشی در رفتارهای آموزشی خود ، راه های بهتری برای تدریس بیابند و به تولید دانش حرفه ای بپردازند. ( ساکی ، 1388 ، 123 ) .

درس پژوهی رویکردی برای توسعه ی حرفه ای است که طی آن معلمان با یکدیگر در جهت تدوین طرح درس ، اجرا ، مشاهده و تحلیل نتایج آن در جهت بهبود یادگیری دانش آموزان همکاری و مشارکت می نمایند. درس پژوهی یک تمرین توسعه ی حرفه ای می باشد که معلمان در آن تشریک مساعی و همکاری می کنند تا یک طرح درسی را تهیه و اجرا نموده و درس را به منظور جمع آوری داده های مربوط به یادگیری دانش آموزان مشاهده نموده و این مشاهدات را در جهت بهبود و اصلاح درس خود به کار گیرند. این فرایندی است که دبیران در آن درگیر می شوند تا چیزهای بیشتری در مورد تکالیف یادگیری موثر بیاموزند که منتج به پیامدهای یادگیری بهبود یافته برای دانش آموزان می شود ( استیپانک ، اپل ، لیونگ ، تورنرمانگان ، میتشل ، 1389 ، ترجمه ی ساکی و مدنی ، 11 ).

درس پژوهی الگویی برای بهسازی توانایی حرفه ای معلمان و روشی برای تولید دانش حرفه ای در مدرسه است و به معلمان فرصت می دهد تا روابط خود را با یکدیگر و با دانش آموزان بهبود بخشند و به همکاری با پژوهشگران آموزشی برای حمایت سیستماتیک از تفکر انتقادی ، بازبینی و بازاندیشی در اندیشه و عمل آموزشی تشویق شوند ( سرکار آرانی ، 1389 ، 56 ). این مدل پژوهش در کلاس درس عملا بر چرخه ی یادگیری گروهی ، کیفی ، مشارکتی و مداوم کارگزاران آموزشی شامل مراحل پنجگانه ( تبیین مساله ، طراحی ، عمل ، بازاندیشی و یادگیری ) استوار است. ابتدا معلمان مسائل آموزشی مدرسه را بررسی می کنند و پرسش های پژوهش در کلاس درس را تبیین می کنند. سپس طرحی برای انجام دادن پژوهش مشارکتی خود پیشنهاد می کنند. آنگاه آن را به اجرا می گذارند . سپس به ارزیابی و بازبینی فرایند عمل انجام شده می پردازند. در این فرایند ، یادگیری معلمان از یکدیگر به صورت مشارکتی سازماندهی می شود و در عمل ، ظرفیت مدارس برای تولید و به کارگیری دانش حرفه ای در مدرسه و گسترش امکان تغییر خود پایدار[1]  و مستمر افزایش می یابد ( همان منبع ، 40 ).

در مطالعه ی درس ( درس پژوهی ) ، گروه های معلمان به طور منظم به مدت طولانی جلسه تشکیل می دهند. ( از چند ماه تا یک سال ) و روی طراحی ، اجرا ، ارزشیابی و بهبود یک یا چند پژوهش در کلاس درس کار می کنند. مطالعه ی درس ( درس پژوهی ) با استفاده از همه ی شاخص ها در بین معلمان ژاپنی بسیار محبوب است و ارزش بالایی دارد. این روش رکن اصلی فرایند بهبود مدارس است. منطق مطالعه ی درس (درس پژوهی ) ساده است : اگر می خواهید آموزش را بهبود بخشید اثربخش ترین جا برای چنین کاری کلاس درس است ( استیگلر و هیبرت ، 1390 ، ترجمه ی سرکارآرانی و مقدم ، 119 )

سرکارآرانی ، درس پژوهی را به عنوان رویکردی از آموزش ضمن خدمت معلمان در مدرسه مطرح می کند که به وسیله ی تعامل در چهار حوزه ( معلمان با خودشان ، معلمان با معلمان ، معلمان و دانش آموزان و معلمان و والدین ) به بهبود فرایند یاددهی ــ یادگیری کمک می کند ( سرکارآرانی و ماتوبا، 2002 ، به نقل از خاکباز و موسی پور، 1387 ).

 

درس پژوهی شکل اولیه ای از رشد حرفه ای معلمان در ژاپن است. هدف آن بهبود مستمر تدریس (آموزش) است به گونه ای که دانش آموزان بتوانند مطالب بیشتری را بیاموزند. تمرکز اولیه ی آن نیز بر نحوه ی تفکر و یادگیری دانش آموزان است. درس پژوهی با سایر اشکال رشد حرفه ای متفاوت است، به این دلیل که پرورش حرفه ای در حین یاددهی و یادگیری ( آموزش ) صورت می گیرد. تمرکز آن تدریس است ، نه معلمان ، کارکردن دانش آموزان است ، نه کار دانش آموزان. ملاک سنجش در موفقیت درس پژوهی یادگیری معلمان است نه تولید یک درس. تهیه دروس بهتر نتیجه ی جانبی و ثانویه فرایند است ، اما نه هدف اولیه ی آن ( بختیاری ، 1387 ، ص 47 )

 

مفهوم عملیاتی درس پژوهی : گروهی از معلمان موضوعی خاص از برنامه ی درسی را برمی گزینند ، آن را به عنوان واحد کار طراحی ، اجرا و ارزشیابی می کنند و از محصول آن در تدریس بهتر استفاده می برند. یکی از اعضاء برنامه را اجرا و دیگران در جهت نیل به الگویی مشترک آن را نقد و اصلاح می کنند.منبع:http://pt-education.blogfa.com/post/5

 

 

 

 


 
← صفحه بعد